ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

167

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

ملازمان بىشمار ملاهاى عاليمقام ، امام جمعه ، مجتهدين و شيخ الاسلام اغلب از مقولهء اخير محسوب مىشوند و اين ملازمان اغلب مردمى هستند كه به نفرت‌انگيزترين شنايع دست مىزنند . بسيارى از اشخاص ، حتى از خانواده‌هاى محترم ، نزد سفارتخانه‌ها به نوكرى مىروند تا از شفاعت و حمايت آنها برخوردار باشند . نوكر به مدت يك سال از اين نوروز تا نوروز بعد در خانه پذيرفته مىشود . وى هشت تا ده تومان « مواجب » مىگيرد ، غذايش مجانى است و قدرى هم گندم و برنج به عنوان « جيره » به خانواده او مىدهند ؛ زيرا تقريبا همهء آنها متأهلند يا به محض اينكه كار خوبى پيدا كنند زن مىگيرند . سالى يك‌بار هم علاوه بر آنچه گفته شد يك دست لباس نو دريافت مىكنند . اما اين حقوق مقطوع ، همهء درآمد نيست ؛ شغل خوب آن است كه به حق يا ناحق خرده‌پاشى داشته باشد . اين درآمدهاى غير مستقيم را « مداخل » مىنامند . يك نوكر هرچه هم حقوق زياد دريافت كند باز هرگاه به مقدار زياد مداخل نداشته باشد ناراضى است ؛ با خلق‌تنگى مىگويد : « مداخل كم است » و هرگاه مردى باشد پايبند اصول و منطق خاص خود به زودى آن منزل را ترك مىگويد . بسيارى از نوكران صاحبان‌مناصب عالى اصلا حقوقى نمىگيرند زيرا منحصرا از كيسهء ديگران و غنائم اتفاقى ارتزاق مىكنند . وظايف و كارگزاريهاى گوناگونى به عهدهء آنها گذارده مىشود يا اينكه حامل هداياى كوچكى از قبيل ميوه ، شكار و غيره مىشوند و برحسب رتبه و درجهء كسى كه اين هدايا را فرستاده ، بين يك تا پنج تومان انعام مىگيرند . دسته‌اى ديگر مثلا نوكران وزرا را با مراسلاتى به شهرستانها مىفرستند يا مأموريت خاصى به آنها محول مىكنند و بدين ترتيب آنها به نان و نوائى مىرسند كه بر درآمد بلندپايه‌ترين كارمندان در اروپا نيز فزونى دارد و بدين ترتيب در وضعى قرار مىگيرند كه بتوانند خود دم و دستگاهى با چند زن داشته باشند و حتى نوكرهائى هم به خدمت بگيرند . حالا ديگر مىتوان فهميد چرا روز بعد از آن كه يك خان يا شاهزاده ناگهان به مقام و منصبى رسيد حد اقل يك‌صد نوكر به حضورش شرفياب مىشوند تا اين ستارهء طالع جديد را درود بگويند ؛ مىتوان فهميد چرا منتظر نمىمانند كه به خدمت گرفته شوند بلكه با چشمداشت حمايت و كسب مداخل در ركابش به راه مىافتند . اروپائيها هم گاه متوجه مىشوند كه بدون خواست خود نوكرى در ملازمت دارند ، و هرگاه از او بپرسند كه چه مىخواهد در جواب مىشنوند : « نوكرى مىكنم » ؛ هرگاه وى را به صراحت پى كار خودش نفرستند او ديگر خود را جزء اتباع آن اروپائى به حساب مىآورد و تقاضاى برقرارى مواجب نيز مىكند . اغلب خانها نوكران خود را از افراد طايفه و ولايت خود انتخاب مىكنند هم از اين جهت كه اين افراد با عادات و آداب ارباب خود بهتر آشنا هستند و هم از آن جهت كه به صداقت آنها بيشتر مىتوان اطمينان كرد ؛ زيرا ايرانى رئيس طايفهء خود را در هر اوضاع و احوالى گرامى مىدارد و به